چهقدر این جمله را شنیدهاید؟ یک مرتبه؟ اصلا؟ صد مرتبه؟ هزار مرتبه؟ صدهزار مرتبه؟ قابل شمارش نیست؟
از چه کسانی این جمله را شنیدهاید؟ یک دختر نوجوان لوس بیفکر؟ یک پسر که در خیال سکس با دوست دخترش سیر میکند، در حالیکه خوانوادهاش به او اجازهی دیدن دختر را هم نمیدهند؟ یک پسربچه که ذهنش پر از آرزوهای قشنگ است و گونههایش لطافت را مدام یادآور میشوند؟ یک نوجوانی که عاشق شده؟ یک مرد خانوادهدار که با خانوادهی پدریاش قهر کرده؟ یا اصلا از یک پشت کنکوری؟
پاسخ خودم که طولانی است. هر چه فکر میکنم، میشمرم، یاد میآورم و یک صفر دیگر جلوی «1» میگذارم، باز هم انگار کم است. بگذریم.
به نظرم غالب افرادی که این جمله را بر زبان آوردهاند و میآورند، معنی آن را درک نکردهاند و انگار نخواهند کرد. خودشان در لحظه نمیدانند چه میگویند و نخواهند دانست انگار. الکی آن را پراندهاند. بی آنکه اصلا بدانند درک کردن و درک نکردن یعنی چه!
اصلا پیشتر من خیال میکردم ذات این جمله مشکل دارد. گمان داشتم که این جمله چهقدر دروغ است، چهقدر غیرواقعی نشان میدهد. اصلا با این جمله نمیتوانستم کنار بیایم. حالم را از آن رو به این رو میکرد! تا یک بار که "طنین" تجربهاش کرد. جمله را مزهمزه کرد. کلمه به کلمه. دید که میشود این جمله صحیح باشد. راست باشد. واقعی باشد. میشود گفت "کسی من را درک نمیکند" و احساس درستی نسبت به آنچه گفته شده داشت.
و من همان وقت بود که فهمیدم انسانها چهقدر همه چیز را قبل از آنکه مزهمزه کنند و بسنجند به کار میبرند. چهقدر این جمله را نادرست به کار بردند. اصلا انسانها چهقدر پرمشکل، دروغ و غیرواقعی هستند. و گر نه همهی جملات و همه چیز و البته این جمله ذاتا درست است.
باور دارم که
این جمله اصلا شریف است!
--------------------------------------
خزعبلک۱ : این روزها برایمان ناخوش می گذرد. مادر قهر کرده است. نبوتمان زیر سوال رفته!
خزعبلک۲ : اهدای جایزه پیشرفت دانشگاه کناکتیکت آمریکا به فاطمه حقیقت جو
خزعبلک۳ : تهران قادر نيست جلوي جامعه مدني را بگيرد/مصاحبه لوموند با عبدالکريم لاهيجي
خزعبلک۴ : حکم انتصاب یک متولد ۱۳۶۱ به عضویت هیات مدیره سایپا
خزعبلک۵ : وقتي كه احمدرضا بهارلو توسط مهمان زن برنامهاش ضربه فني ميشود!/جیغ و داد نو





