تبليغاتX
خزعبلات یک پیامبر دیوانه


همین یکی دو سال پیش حوالی همین ایام محرم، با گوش‌های خودم می‌شنیدم که محمود کریمی (شیپورچی محمود گدا که گاهی هم در حسینیه‌ی امام خمینی گعده برپا می‌کند) در یک مجلس توسرزنی می‌گفت: "امام حسین شب عاشورا به یارانش گفت: من و زینبم رو ول کنید بریم روم، بریم هند!" با گریه و زاری این را تعریف می‌کرد و جماعت هم با جیغ و فریاد و شیون بر سر و سینه و فلان‌جایشان می‌کوبیدند. آشنایی گفت: لابد در شب عاشورا آگهی یک «تور مسافرتی» نظر امام حسین را جلب می‌کند و هوس مسافرت به سرشان می‌زند. برگشتم گفتم احتمالا "یونان" هم یکی از گزینه‌ها بوده که حذف شده.
توجه کردید؟ تنها در چند ثانیه چنین تحریفی صورت گرفت. تحریفی که نه تنها مخالفت آشکار با بسیاری اعتقادات و باورهای شیعیان دارد که اساس قیام عاشورا را خدشه‌دار می‌کند. بله. تا زمانی که دین دکان و دستگاه عده‌ای باشد، همین‌گونه که رفت و تنها با چند کلمه اعوجاج در باور عده‌ای از مردم می‌افتد و به‌گونه‌ای سرطانی در اذهان دیگران هم ریشه می‌دواند. دیگرانی که از این روزگار سهم اندکی از "اندیشه" ندارند و در نبود اندک معرفتی، خدا را میان روزمرگی‌هاشان گم کرده و تنها در روزهایی چند هوس می‌کنند تا با نذری‌دادن به اهالی محل فخر بفروشند، قدری "ریا"ی مستحب انجام دهند، با ریختن اشکی به قدر بال مگس تمام گناهان را از پرونده‌ی اعمال خویش محو گردانند و کارهای دیگری از این دست انجام دهند.
خب روشن است که این جماعت مداح! و نوحه‌سرا برای آن‌که همیشه در چنین روزهایی این مردم سرگردان و خرافه‌پرست را به سوی خود بکشانند، باید هر مرتبه برگ جدیدی را رو کنند و ادا و اطوار تازه‌ای از خود بروز دهند تا دکان و دستگاه‌شان از رونق نیافتد. پس تجریفی چنان از جانب یک نفر از این جماعت تعجب‌برانگیز نخواهد بود. نو‌چه‌ها می‌پرستندش و دسته‌ای از مردم هم طیب‌الله می‌گویند. باور کنید برای این مردم، شنیدن چنین حرفی پیش‌رفت به حساب می‌آید. مردمی که هیچ‌کدام‌شان پیش خود هم نمی‌گوید که آخر حسین‌بن‌علی چرا تعداد اندکی را به میدان جنگ با سپاه بزرگ و مجهزی فراخواند و بعد گفت من و زینبم را رها کنید برویم! پس هدفش از این قیام چه بود؟ اصلا اگر این قضیه واقعیت دارد، بقیه فک و فامیل را _از اباالفضل گرفته تا علی‌اصغر و ..._ چرا نمی‌خواسته با خود ببرد؟ اصلا می‌خواست برود هند و روم چه کند؟ یعنی مسلمین آن‌جا پروپاقرص‌تر از کوفیان بودند؟ اصلا مگر ایشان زبان هندی و رومی بلد بوده؟
القصه که نکته‌ی گشادی است که از آن می‌گذرم و توصیه می‌کنم شما هم.. !
هزاران جور و ناجور دیگر از این تحریف‌ها را من و تو دیده‌ایم و شنیده‌ایم. از قفل‌زنی در چندصدسال پیش و زینت‌کردن اسب برای امام زمان در عهد صفویان گرفته تا داستان‌هایی که نه فقط راجع به پیشوایان مذهب شیعه که حتی درباره‌ی اصحاب و بعضا شیوخ مکتب هم نقل می‌کنند. [بی‌تردید اگر این حجم انبوه از خلاقیت در راه اندیشه و هنر خرج می‌شد، بیش‌ترین هنرمندان و اندیش‌مندان دنیا از پیروان این مذهب بودند!]
از این‌ها که بگذریم اما آیا تیشه‌ای تیزتر از این خرافه‌سازی‌ها برای نابود‌کردن ریشه‌های دین و ارتباط میان انسان و خدا وجود دارد؟ هدف اصلی از این دارودسته‌ها و مراسمات نابخردانه و تهی از معرفت _از سینه‌زنی و قمه‌زنی گرفته تا علم بلندکردن و جامه‌درانیدن و جیغ‌ودادکردن و ..._ که در جان شیعیان رسوخ کرده چیست؟ اصلا چه‌تعداد از این جماعت عزادار! معنا و مفهوم واقعی دین و مذهب و عاشورا و... را درک کرده‌اند؟ به‌راستی اگر این جماعت ِ شیعه مومنان واقعی به آخرین پیامبر آسمانی و جانشینان معصومش _همان مظاهر رحمت وعطوفت_ هستند، پس چرا حجم انبوهی از آشوب‌ها، جنایات و خشونت‌ها به دست همین قوم در داخل یا خارج سرزمین‌هاشان صورت می‌گیرد؟ چرا رفتار خصمانه‌ای با هفتاد و دو فرقه‌ی دیگر دارند؟ به راستی ریشه‌ی این اندازه کژی و خرافه در باور این قوم چیست؟ آن‌هم امروزه که همه‌ی بزرگان!! عَلم ریشه‌کنی خرافه برپاکرده‌اند و بی آن‌که اقدامی جدی برای تعطیل‌کردن دکان و دستک این جماعت مداحان انجام دهند، مدام بر سر منابر و در کف مجالس ندای وا اسلاماه! سر می‌دهند. اصلا همین آمریکا و اسراییل برای یک جامعه خطرناک‌ترند یا یک چنین دین مملو از خرافاتی که اساس ارتباط میان انسان و خدا را مورد خدشه قرار می‌دهد؟
پروردگارا! از شر شیاطین به تو پناه می‌برم!


--------------------------------------
از همه‌ی دوستان و ایمان‌آورندگان بابت این تاخیر بلندمدت‌مان پوزش می‌طلبیم. بگذارید به حساب بداحوالی‌های این روزهامان.
خزعبلک1 : چکیده‌ای از کتاب «التنزیه لاعمال الشبیه» که سال‌ها پیش به قلم مرحوم آیت‌الله سید محسن امین جبل‌عاملی و در راستای مبارزه با خرافات نوشته و به دست جلال آل‌احمد به فارسی برگردانده شد [که اولین برگردان عربی-فارسی وی بوده]، در روزنامه‌ی یالثارات در تاریخ چهارشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۳/۲۷ محرم ۱۴۲۶، سال یازدهم، شماره ۳۱۷ به چاپ رسید. پیشنهاد می‌کنم آن را مطالع کنید. صفحه اصلی + ادامه
خزعبلک۲ : شهر آلوده / محمدجواد اکبرین

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 دی1387ساعت 22:11  توسط پیامبر دیوانه  |  Balatarin